پایان نه ماهگی
سلام
سلام به فرشته ناز و دوست داشتنی خودم.
یادمه وقتی اومدی تو دلم گفتم خدایا کی این نه ماه تموم میشه، حالا اون نه ماه تموم شده
ونه ماه هم از اون موقع که اومدی تو بغلم گذشته. وتو امروز وارد ده ماهگیت شدی.
ده ماهگیت مبارک عسلم
. واما از تغییراتت بگم که الان خانم تر وخوشگل تر شدی.
بیشتر از قبل میخندی وهمش دوست داری ما یه ادایی در بیاریم وتو بخندی. به بابایی
خیلی وابسته شدی هر وقت از سر کار میاد با دیدنش جیغ میکشی و خودتو میندازی
بغلش و تا از خونه بره بیرون دنبالش گریه میکنی
. دس دسی میکنی ولی بعضی
موقع ها به جای دست میزنی توی شکمت.
تا یه اهنگی رو میشنوی سرتو تکون
میدی حالا میخاد هر اهنگی باشه حتی پیام بازرگانی
. فعلا چهار تا دندون داری ولی
نمینونی چار دست و پا بری. این روزا که هوا بهتر شده میبریمت پارک وای نگو که از دیدن
بچه ها چقد خوشحال میشی، منو بابایی هم تصمیم گرفتیم دیگه هر روز ببریمت پارک.
دایره لغاتت روز به روز بیشتر میشه و هر روز شیرین تر و خواستنی تر میشی .
به امید روزهای شیرین وشیرینتر برای تو دختر نازم
.



پایان نه ماهگی
