یازده ماهتم تموم شد عسلم
سلام دختر نازنینم
امروز١١ ماهه شدی عزیز مامان سال پیش این موقع ها چه دوران سختی داشتم و چقدر ازخدا میخواستم که زودتر تموم بشه و دخترمو ببینم وقتی به دنیا اومدی با خودم میگفتم کی میشه بشینه چهار دست و پا بره بخنده برقصه و وقتی به هرکدومشون میرسیدم چقدر ذوق زده میشدم این روزا اینقدر سرگرم شیرینکاریاتم که اصلا نمیفهم کی و چه جوری روزام سپری میشه هر روز یه کار جدیدیاد میگیری و باهر کار جدیدت مامان و بابا کلی عشق میکنن اصلا باورم نمیشه فقط 1 ماهه دیگه مونده که یکساله بشی عزیز دلم خیلی دوست دارم عروسکم .عسل مامان این روزها خیلی شیطون بلا شدی
همش میخای با وسایل خونه ور بری اصلا اسبازیاتو دوست نداری .
از شیطونیهات که بگذریم کلا کارات خیلی بامزه شده مثلا مدل رقصیدنت، که نشسته کمرتو قر می دی
و با هر آهنگی دست دستی میکنی
به تلفن هم خیلی علاقه داری میگیری دستت و یه صداهایه بامزه ای در میاری![]()
موقعی هم که داری چیزی می خوری تعارف می کنی ولی به کسی چیزی نمیدی
فقط تعارف الکی میکنی.
دو تا دیگه از دندونای بالاییت هم در اومدن و فعلا شدی شش تایی
همش دوست داری توی سفره و با دست خودت غذا بخوری 
چکاوک خوش اواز من، از اینکه با اون دستهای کوچولوت دنیا دنیا خوشبختی رو بهم هدیه کردی
وقدم به زندگیم گذاشتی، ازت تا ابد ممنونم!
اینو بدون که مامان و بابا عاشقتن.



یازده ماهتم تموم شد عسلم
