اولین قدم های مهسا
سلام
دیروز مهسا خانم ما اولین قدم هاشو به تنهایی برداشت .دیروز بعد از ظهر نشسته بودیم و داشتیم تلویزیون نکاه
میکردیم مهسا هم مشغول بازی کردن بود. یهو دیدم مهسا از سر جاش بلند شد و شروع کرد به راه رفتن .
منو بابایی از خوشحالی نمیدونستیم چکار کنیم تا چند ثانیه همینجوری نگاش میکردیم (اخه راه رفتنش
دیر شده بود و ما هم کم کم داشتیم نگرانش میشدیم ) مهسا هم همینجوری داشت یواش یواش راه میرفت .
اما یدفعه تعادلش بهم خورد و افتاد یه نگاه به ما کرد ما هم براش دست زدیم مهسا هم دوباره بلند شد وراه رفت .
حالا مگه ول کن بود از خوشحالی جیغ میکشید و راه میرفت ما هم تشویقش میکردیم تا اینکه خسته شد
و دوباره شروع کرد به چهار دست و پا راه رفتن . الهی من قربون اون قدم های کوچولوت برم.
دیشبم بابایی به این مناسبت برامون شیرینی خرید.
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی



اولین قدم های مهسا 

